Title فرهاد مهراد – اسیر- شب
Artist فرهاد مهراد
Album تک آهنگ
Readed 320 بازدید
Meanings برای این شعر هنوز مفهومی درج نشده است


با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید


جغد بارون ‌خورده‌ای، تو کوچه فریاد می‌زنه
زیر دیوار بلندی، یه نفر جون می‌کَنه


کی می‌دونه تو دل تاریک شب، چی می‌گذره
پای برده‌های شب، اسیر زنجیر غمه


دلم از تاریکی‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده


من اسیر سایه‌‌های شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمون


پا به پای سایه‌‌ها باید برم
همه‌شب به شهر تاریک جنون


دلم از تاریکی‌‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده


چراغ ستاره‌ی من، رو به خاموشی می‌ره
بین مرگ و زندگی، اسیر شدم باز دوباره


تاریکی با پنجه‌های سردش از راه می‌رسه
توی خاک سرد قلبم، بذر کینه می‌کاره


دلم از تاریکی‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده


مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو این‌ور و اون‌ور می‌زنه


تو رگ‌های خسته‌ی‌ سرد تنم
ترس مردن داره پرپر می‌زنه


دلم از تاریکی‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده


دلم از تاریکی‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده


دلم از تاریکی‌ها خسته شده
همه‌ی درها به روم بسته شده…








منبع/مترجم رادیو جوان

مطالب مرتبط
Loading Comments…
× با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید

Write a Reply or Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.