Title رضا پیشرو و بیگرز – حس امنیت
Artist بیگرض, رضا پیشرو
Album تک آهتگ - 1392
Readed 825 بازدید
Meanings برای این شعر هنوز مفهومی درج نشده است


با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید

اینترو  
آه … 
من پر ارز روزای بدم روزایی که بهم یاد داد خودم و فراموش نکنم 
آره 


کروس – بیرگز 
بی تابی لمس ِ دستی که میده به تو حس ِ امنیت 
صدبار اومد سمت ِ چشمه ات 
ولی چرا تشنه برمیگشت ..؟! 
تو ندیدی که دستاش تورو کم داره درد و زخم هاش 
تمومی نداره وقتی نیستی و 
رفتی و نبودی به فکر ِ فرداش 


ورس ِ 1 – رضا  پیشرو 
یادمه وقتی فقط 7سالم بود با بوی ِ چمن بیدار میشدیم تو سرما از سوز 
پدر کتاب مدرسه ام که همراهم بود 
هیس میگفتم گشنمونه میگفتی همراهم پول نیست 
چرا یکی یکی وسایل خونمون میره ..؟

 
داریم تو پارک می خوابیم و همه خونمون اینه 
حوض ِ پارک ملت توش حمون میشه کرد 
اینم یخ زده با لجناش تو دمای زیر صفر 
همواره زیر گله این کفشهای لعنتی فکر نمی کردی ماها بگیرم فردا یه مرضی

 
هرروز مارو میبردی به یه جای جدید 
که هیچ همش فکر فلشهای گنجی 
لعنتی وقتی مادرم حامله بود تو تو خیالت میگشتی دنبال نامه رسون
هروئین یه دایره بود واست تو یه ساحل دور

 
که تورو کرده بود تو رویاهات یه تاجر خوب 
از این ناراحت نیستم که این همه فاصله بود 
از اینم ناراحتن نیستم که دلم بود کاسه ی خون 
فقط وقتی رفتی کسی نبود مراقب مون 
گذاشتی هر قضاوتی بکنن راجع به مون
 

کروس – بیرگز 
بی تابی لمس ِ دستی که میده به تو حس ِ امنیت 
صدبار اومد سمت ِ چشمه ات 
ولی چرا تشنه برمیگشت ..؟! 
تو ندیدی که دستاش تورو کم داره درد و زخم هاش 
تمومی نداره وقتی نیستی و 
رفتی و نبودی به فکر ِ فرداش 

 

بگو تقصیر ِ اون چیه …؟! 
اینکه تورو کم میاره 
خاطرات مونده از تو 
فقط چنتایی ته سیگاره

 
مگه نمیدیدی غرق اشک شب و روزایی که رفته ردشه 
بودنت توشون مونده و اون میخواد از هرچی حس گنده ردشه 
تو نمیدونی..

 
وقتی باشه خالی از سایه ات 
دیگه مهم نیست چجوری میگذره 
بی تو سالی از ما در 
ببین … 
همه روزا تاریک و یخ زده واسش 
هرچجی میره جلو تو زندگیش 
میبینه سخت تره بازم

 

بی تابی لمس ِ دستی که میده به تو حس ِ امنیت 
صدبار اومد سمت ِ چشمه ات 
ولی چرا تشنه برمیگشت ..؟! 
تو ندیدی که دستاش تورو کم داره درد و زخم هاش

 
تمومی نداره وقتی نیستی و 
رفتی و نبودی به فکر ِ فرداش 
بی تابی لمس ِ دستی که میده به تو حس ِ امنیت 
صدبار اومد سمت ِ چشمه ات 
ولی چرا تشنه برمیگشت ..؟


تو ندیدی که دستاش تورو کم داره درد و زخم هاش 
تمومی نداره وقتی نیستی و 
رفتی و نبودی به فکر ِ فردا








منبع/مترجم رادیوجوان

مطالب مرتبط
Loading Comments…
× با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید

Write a Reply or Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.