Title امیر عباس گلاب – کابوس
Artist امیر عباس گلاب
Album تک آهنگ
Readed 73 بازدید
Meanings برای این شعر هنوز مفهومی درج نشده است


با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید


خدایا وحشت تنهاییم کشت
کسی با قصه‌ی من آشنا نیست


درین عالم ندارم هم‌زبانی
به صد اندوه می‌نالم – روا نیست


شبم طی شد، کسی بر در نکوبید.
به بالینم چراغی کس نیفروخت.


نیامد ماهتابم بر لب بام،
دلم از این همه بیگانگی سوخت.


به روی من، نمی‌خندد امیدم
شراب زندگی در ساغرم نیست


نه شعرم می‌دهد تسکین به حالم،
به غیر از اشک غم در دفترم نیست


به غیر از اشک غم در دفترم نیست.
بیا ای مرگ، جانم بر لب آمد


بیا در کلبه‌ام شوری برانگیز
بیا شمعی به بالینم بیفروز


بیا شعری به تابوتم بیاویز!
بیا ای مرگ، جانم بر لب آمد


بیا در کلبه‌ام شوری برانگیز
بیا شمعی به بالینم بیفروز


بیا شعری به تابوتم بیاویز!
دلم در سینه کوبد سر به دیوار


که این مرگ است و بر در می‌زند مشت!
– بیا، ای همزبان جاودانی،


که امشب وحشت تنهاییم کشت!
که امشب وحشت تنهاییم کشت!


که امشب وحشت تنهاییم کشت!
که امشب وحشت تنهاییم کشت!








منبع/مترجم رادیو جوان

مطالب مرتبط
Loading Comments…
× با کلیک بر روی هر قسمت از متن آهنگ مفهوم دریافتی از آن را به اشتراک بگذارید

Write a Reply or Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.